شورِ شیرین

شورِ شیرین

آســـمانم آرزوست ...!

هـنوز که هنـوز است بعضی از صـحنه‌های زیارت آخـرم در ذهنـم هست. می‌رفتـم رواق دارالحجـة. پاتوقم برای درد دل کردن با مـحبوبم شده بود آنـجا. این کار روزم بود؛ شب‌ها هم گوشه‌ای از صحن جامع رضـوی با بـچه‌ها هیأت برپا می‌کردیـم. عاشق شب‌‌نشینـی در صحن انقلاب بودم. شب‌ها بعد از هیأت می‌رفتـم آنـجا. خاصیت منـحصر به فرد صحن انقلاب این است که هم رو به قبله‌ی دین بودم و هم رو به قبله‌ی دل.

 وقتی پای حرف‌های کسی می‌نشیـنم که بیست و نـهم ماه صفر مشهد بوده، با هر کلمه‌ای که از حال و هوای حرم می‌گوید یک قدم با پای دل به مضـجع شریف نزدیک‌تر می‌شوم. اما مـُدام می‌گویـم "شنیـدن کـِی بـُود مانند دیدن". بیست و نـهم ماه صفر امسال هم شنیـده‌هایم از حال و هوای حرم امام رضا ـ علیه السلام ـ دیدنی نـشد؛ اما هر کـجا باشـم با افتـخار می‌گویـم:

مـن بنـــده‌ی دربارِ رضـا مـی‌باشم           بردرگــه آن شـاه، گـدا مـی‌باشـم

مولا و ولی‌نعمت من حضرت اوست            مِسکیـنم و محتاج عطا می‌باشم 1

بـعضی وقت‌ها به مصداق‌های بیشتـری برای ضرب المثلِ "شنیـدن کِـی بـُود ماننـد دیدن" پی می‌برم. اگر دقت کرده باشیـد این ضرب المثل را زمانی به کار می‌برند که از یک مـکان زیارتی یا تفریـحی تـعریف می‌کنند یا جزئـیات یک واقعه را توضیـح می‌دهنـد.

به نـظر من این ضرب المثل در مورد کتاب‌ها هم می‌شود به کار برد. خیلی‌ها فقط عباراتـی را از کتاب‌های مرجـع و مستنـد می‌شنوند و لذت زیادی هم می‌برند از شنیدنـشان. حق دارنـد؛ آخر این کتاب‌ها آنـقدر بار مـعنوی به انسان می‌دهنـد که قابل وصف نیست. کسی که عبارات این کتاب‌ها را می‌شنود منقلب می شود و درس می‌گیرد، چه برسد به کسی که آنـها را مطالعه می‌کنـد! مثلاً کسی که کارش تفسیـر قرآن است تأثیـر پذیری‌اش از قرآن بیشتر است از کسی که فقط تفسیر قرآن را از زبان دیـگری می‌شنود. پس می‌شود گفت شنیدن از این کتاب ها کـِی بـُود ماننـد دیدنِ آنـها.

یکی از این کتاب‌هایی که شنیدن از آنـها انسان حقیقت‌جو را سیراب نمی‌کند و فقط مطالعه کردنـش است که باعث می‌شود دری از درهای علوم بی‌پایان اهل بیت ـ علیـهم السلام ـ برای انسان باز شود؛ کتاب شریف "عیـون اخبار الرضا " 2 است.

اگر چه تمام موضوعات این کتاب شیفتگی و جذابیت دارد اما یکی از موضوعات چشمگیر در این کتاب شریف مناظره‌های امام رضا ـ علیه السلام ـ با علمای ادیان و مذاهب مختلف به زبان خودشان است. این در حالی است  که مأمون با برپایی این مناظره‌ها قصد داشته جایـگاه علمی و معنـوی امام رضا ـ علیه السلام ـ را کم ارزش جلوه دهد اما همیشه خودش و تمام حاضرین در پایان مناظره مبهوت و حیران علم الهی امام رضا ـ علیه السلام ـ می‌شدند.



1  ـ مدایـح الــرضویة ، علاء الدین افــشار ، ص 16.

ـ این کتاب شریف اثر مـحدّث کبیـر جناب ابن بابـویه قمی ـ رحمه الله ـ است.


باز نـــشر در :    مفیــد نیـــوز      حرف تــو       دیده بان    شفقنــا   


خــواندنی :  دفــع توهم 


  • آسمــان

نظرات  (۱۰)

سلام حسن آقا
ممنون از پیشنهادت

سلام.

مطلبتون رو خوندم.قشنگ بود.

لطفابه وبلاگ من هم سری بزنید.خوش حال میشم تبادل لینک کنیم.

نظریادتون نره

سلام.. تشکر از شما به خاطر ارسال مطلبتون در "حرف تو"

 

"شنیـده‌های دیدنــی"

 

با آدرس: http://harfeto.ir/?q=node/3717

 

در این سایت انتشار یافت.

 

چشم  به راه مطالب خوب شما هستیم.

 

هدیه سایت "حرف تو":

امام رضا علیه السلام: هر کس به رزق و روزى کم از خدا راضى باشد، خداوند از عمل کم او راضى باشد.

 

یا علی

  • محمدابراهیم باغبان
  • سلام کل حسن
    مطلب خوبی اشاره کردید
    خیلی مناظره های جالبی هست
    بعضی هاش رو شنیدم یا خوندم واقعا همینطور که میگید جذابیت داره
    یه وقت به نظر م رسید برای جلسات دوستانه یا حتی کاربرد توی منبر چه مطالب جذابی هست
    البته از همون قدیم الایام همه این جذابیت برای همه مشهود بوده که امام رو به عالم آل محمد نام می برده اند
    یاامام رضا
  • پایگاه رسمی مؤسسه فرهنگی دیده بان
  • باسلام

    مطلب شما در پایگاه رسمی مؤسسه فرهنگی دیده بان منتشر شد

    شما نیز میتوانید باگذاشتن پیوند این پایگاه در پیوند های خود، قدمی در راه اعتلای فرهنگ اسلامی بردارید

    یاعلی

    قال الامامُ الرِّضا علیه السلام : «رَحِمَ اللّهُ عَبْدا اَحْیا أمْرَنا،»[قال الرّاوی:] فَقُلْتُ لَهُ: «فَکَیْفَ یُحْیِی أمْرَکُمْ؟» قالَ: «یَتَعَلَّمُ عُلُومَنا و یُعَلِّمُها النّاسَ، فَإِنَّ النّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحاسِنَ کَلامِنا لاَتَّبَعُونا.»
    میزان الحکمة، ج 8، ح 13797.
    سلام.
    زیبا بود.
    موفق باشید.
    یاعلی
  • محمدباقرفیروزی
  • سلام حسن آقا

    ارادت

    خوب آقا ، کجای دنیایی اصفهان ؟ قم ؟ فسا؟ درس کجایی مشتی

    … ……… … … … $ ★
    $… … …… … .$… $
    $$… … … … $… … $
    $$$… … … $ … … …$
    $$$$… … $ … … … …$
    $$$$$… $ … … … … …$ ★
    $$$$$$$$$$$$$$$……… $…$…$…$… $ ★
    $$$$$$$$$$$$$$ … … … … …… … $
    $$$$$$$$$$$$$… … …… … ………$
    $$$$$$$$$$$$… … … … ……… $
    $$$$$$$$$$$… … … … … …$
    $$$$$$$$$$… … … …… …$ ★
    $$$$$$$$$$$… … … … … .$
    $$$$$$$$$$$$… … … …… … $
    $$$$$$$$$$$$$……… … …… … $
    $$$$$$$$$$$$$$ … … … … … … $
    $$$$$$$$$$$$$$$………$…$…$…$…$ ★
    $$$$$…$… … … … … $ ★
    $$$$… …$… … … … $
    $$$… … …$… … … $
    $$… … … …$… … $
    $… … … … …$… $
    … … …… … … $ ★

    ســــــــــلام

    ســــــــــــــــــــلام

    آپــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

    با غــــزل مـــورد علاقه ی خودم !

    خوشحال میشم اگه بهم ســــــر بزنید .

    دوست دارم نظرتون رو در مورد این غــزل بدونم . 
  • پرواز بی پروا
  • سلام حسن آقا
    هم مطلبتون احساس آدم رو تحریک میکنه و هم به علم آدم چیزی اضاف...
    بهرحال خدا خیرتون بده (هم شما هم اخوی حسین)
    به ما هم سر بزنید، خوشحال میشیم.
    یا علی
    پاسخ:
    سلام
    لطف دارید شما
    یا علی ـ علیه السلام ـ

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی